نام
ایمیل
  • قابلیت انعطاف داشته باشید، تنها همین یک خصوصیت که بتوانید شیوه کار خود را تغییر دهید موفقیت شما را تضمین میکند.
  • چنان باش که به هر کس بتوانی بگویی مثل من باش
  • بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد . امام حسین علیه السلام
  • دو چیز را همیشه فراموش کن: اول به کسی خوبی کردی، دوم کسی به تو بدی کرده.
  • باران رحمت خدا همیشه می بارد تقصیر ماست که کاسه هایمان را بر عکس گرفته ایم !
  • صبوری گذشتن از حق خود نیست بلکه تلاشی برای دوباره رسیدن است
  • در برابر انتقادات اگر نادرست بود بی اعتنا باش/اگر غیر منصفانه بود عصبانی نشوید/اگر از روی نادانی بود لبخند بزنید /اگر عادلانه بود از آن درس بگیرید
  • کافیست به آنچه در آرزویش هستید اعتقاد داشته باشید و خود را سزاوار آن بدانید.
  • برگ در انتهاي زوال مي افتد و سيب در ابتداي كمال پس بيانديش چگونه خواهي افتاد همانند برگي زرد يا سيبي سرخ.
  • هرگز مگذار که خنده تو باعث گریه دیگری شود.
  • پيروزي آن نيست كه هرگز زمين نخوري، آنستكه بعداز هر زمين خوردني برخيزي.
  • سعادت دیگران بخش مهمی از خوشتبختی ماست.
  • آدم موثر و اثربخش کسی است که آینده اش رو می سازد نه این که آن را پیش بینی کند.
  • گشاده دست باش ،جاری باش ،كمك كن (مثل رود)
  • اگرمی خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه ) مولانا
  • فراموش نکن قطاري که از ريل خارج شده ممکن است آزاد باشد ولي راه به جائي نخواهد بر د ...
  • اگركسی اشتباه كردآن رابه پوشان (مثل شب)
  • نزدیکترین حالات بنده به پروردگارت حالت سجده است . امام صادق علیه السلام
  • از زندگی خود لذت ببر بدون آن که آن را با زندگی دیگران مقایسه کنی
كوچك انگاري نقش آموزش و پرورش در فرايند توسعه

كوچك انگاري نقش آموزش و پرورش در فرايند توسعه


گروه: اخبارگوناگون
تاریخ درج: 1393/1/21
نویسنده: مدیر سایت
تعداد بازدید: 1391

نظام آموزشي به عنوان نهاد فرهنگي- اجتماعي ، نقش اساسي و سرنوشت ساز در تربيت نيروي انساني و توليد سرمايه اجتماعي و فرهنگي و در فرايند رشد و تعالي كشور ايفاء مي كند به گونه اي كه آينده كشور را مي توان در سيماي نظام آموزشي آن مشاهده كرد.
هدف غايي نظام هاي آموزشي فراهم آوردن زمينه شناسايي، رشد و شكوفايي استعدادها و تعليم و تربيت افراد به منظور حضور فعال و مؤثر در جامعه و انتقال فرهنگ و مواريث فرهنگي به آنان است. نظام آموزشي در سراسر جهان، گروه هاي دانش آموزي را در كلاس هاي درس گرد هم مي آورند تا اميدها و انتظارات جامعه و افراد را برآورده سازند. در اين نظام، افراد علاوه بر كسب اطلاعات، دانش و مهارت ، براي ايفاي نقش هاي مختلف در جامعه آماده شده و با هنجارها و قواعد اجتماعي آشنا مي شوند. به همين دليل، آموزش و پرورش، حقي همگاني است. اين مهم را مي توان با نگاهي به آراي انديشه ورزان از پيش از تاريخ تا زمان حال دريافت. (نقيب زاده، 1374) بسياري از كژكاركردهاي فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي آدميان، ريشه در باورها و افكار آنان دارد و مناسب ترين سن براي بازسازي، تقويت و نهادينه سازي انديشه ها و باورهاي درست و اصلاح افكار و رفتار غلط، سنين «آموزش مدرسه اي» مي باشد. بر اين اساس «آموزش و پرورش، به خودي خود يك مسأله نيست بلكه جزء لاينفك مسأله اجتماع است».(لوتان، 1378، 12)
در سال 1964 كميسيون عالي آموزش و پرورش هندوستان در شروع گزارش خود نوشت «سرنوشت امروز هند در كلاس هاي درس رقم مي خورد» اين جمله هنوز محور تأييد و تأكيد صاحب نظران و سياست مداران است(معدن دار آراني، 1388، 180)
علي رغم نقش بي بديل و حساس نظام آموزشي - به ويژه آموزش و پرورش- در رشد و تعالي نيروي انساني و توليد سرمايه فرهنگي و اجتماعي و نيز جايگاه تعيين كننده آن در پيشرفت و توسعه كشور، و علي رغم تعاليم انسان ساز مكتب اسلام و تأكيدات رهبران جامعه، متأسفانه در كشور ما، اين جايگاه و نقش دقيقاً مورد توجه سياست گذاران و تصميم گيران و برنامه ريزان قرار نگرفته است.
پژوهشگر در صدد آنست تا با واكاوي نقش نظام آموزشي به اين سئوال پاسخ دهد كه «آسيب جايگاه نظام آموزشي در فرايند توسعه و پيشرفت كشور كدامست؟» و «نظام آموزشي در ايفاي نقش خود از چه آسيبي رنج مي برد؟»
در اين پژوهش، ابتدا اهميت، نقش و جايگاه نظام آموزشي- به ويژه آموزش و پرورش- از منظر تعاليم مكتب اسلام و رهبران ديني، به اختصار، تشريح مي شود آنگاه اين موضوع از نظر جامعه شناختي، اقتصادي و امنيت ملي واكاوي مي شود. سپس نحوه مواجهه سياستگذاران و برنامه ريزان كشور با نظام آموزشي مورد نقد و بررسي قرار مي گيرد.

آموزش از منظر مكتب اسلام:
مكتب اسلام، به عنوان آخرين پيام الهي براي هدايت انسان، اهتمام ويژه و والا براي گسترش علم وعلم آموزي مبذول داشته است. اين مكتب كه با «خواندن» آغاز مي شود رسالت خطير پيامبران الهي را «تلاوت كردن»، «تزكيه» و «تعليم» مي داند و فراگيري علم و دانش را يك وظيفه عمومي و واجب الهي بر مي شمرد.
پيامبر اكرم (ص) و ائمه معصومين عليهم السلام نيز با عنايت به هدف و مأموريت ، بارها و بارها به گونه هاي مختلف بر اهميت و ضرورت علم و علم آموزي و نقش و كاركرد آموزش و نظام هاي آموزشي تأكيد داشته اند.
انديشمندان مسلمان نيز با الهام از آيات و روايات الهي توجه خاص به آموزش و كاركردهاي نظام آموزشي داشته اند. كه در يك تقسيم بندي كلي مي توان نگرش ايشان به تعليم و تربيت را به دو گروه تقسيم كرد :
الف- نگرش فيلسوفاني كه منابع معرفتي خود را بيشتر از قرآن و روايات و سنت گرفته و نگرش ديني به مسائل تعليم و تربيت داشته اند مانند غزالي وشهيد ثاني.
ب- نگرش فيلسوفاني كه با تأثير پذيري از فلسفه يونان، مسائل عمده تعليم و تربيت را از منظر معارف ديني و اسلامي بررسي كرده اند مانند: ابن سينا و فارابي.

نظريه ابوعلي سينا (428-370 ه.ق)
ابن سينا فلسفه و حكمت را به دو بخش نظري و عملي تقسيم مي كند و مباحث آموشي و تربيتي را دو بخش حكمت عملي جاي مي دهد و آن را سه نوع مي داند:
1- علم اخلاق: تنظيم روابط شخصي فرد را برعهده دارد.
2- تدبيرمنزل: تنظيم روابط فرد در محيط خانواده بررسي مي شود.
3- علم سياست: تنظيم روابط اجتماعي و سياسي را در بر مي گيرد.
او نسبت به مسائل تربيتي واخلاقي در حوزه هاي فردي و اجتماعي اهميت فراوان قائل شده و اهداف تعليم و تربيت را شامل: ايمان، اخلاق نيكو و عادات پسنديده، تندرستي، سواد، پيشه و هنر مي داند. اصول تربيت از منظر بوعلي مبتني بر «خودشناسي» است.
ابن سينا، انسان را «مدني بالطبع» مي داند و فضيلت و ارزش اخلاقي را حد واسط افراط و تفريط مي داند و دو طرف افراط و تفريط را رذيلت و خود ارزش مي داند. (شريعتمداري، 1383)

نظريه امام محمد غزالي(505-450 ه.ق )
غزالي، تعليم و تربيت را امر بسيار مهم و حساس مي داند و معتقد است كه كودك هم چون امانتي در اختيار پدر و مادر و معلم است كه بايد اخلاق زشت را از او دور كند و اخلاق نيكو را در او ايجاد كند.بر اساس نظريه امام غزالي، تعليم و تربيت ماهيتي تدريجي و پيوسته كه در اين فرايند، معلم نقش الگويي و مؤثر ايفاء مي كند. با ايجاد بيم و ترغيب، نه زدن و ضرب و اذيت كردن، زمينه تربيت و تأديب كودك را فراهم مي آورد.

ديدگاه امام خميني (ره):

حضرت امام خميني (ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، با الهام از تعاليم انسان ساز واسلام و با تأسي به سنت و سيره پيامبر اكرم و ائمه معصومين عليهم السلام. رسالت خويش را فراهم آوردن زمينه هدايت پذيري و تربيت جويي انسان ها مي دانستند و مبارزه با طاغوت و برپايي حكومت عدل توحيدي را نيز وسيله اي براي تحقق اين هدف برمي شمردند. برخي از ديدگاه هاي ايشان عبارتند از:

اساس عالم بر تربيت انسان است. (صحيفه نور، ج 14، 153)
عالم مدرسه است و معلمين اين مدرسه، انبياء و اولياء هستند و مربي اين معلمين خداي تبارك و تعالي است. (همان، ج13، 265)
از همه بالاتر ، همين قضيه آموزش و پرورش و قضيه دانشگاه و قضيه تعليم و تربيت است كه ما در اين جهت از همه جا بيشتر، احتياج داريم كه اصلاح شود. (هان، ج 10،87 )
شغل شما انسان سازي است، معلم انسان درست مي كند، همان شغل انبياء است. انبياء آمدند كه انسان درست بكنند، تربيت كنند انسان ها را، شغل معلمي همان شغل انبياء است. (همان، ج 8، 91)

كاركرد نظام آموزشي از منظر جامعه شناختي:
براي پاسخ به اين سئوال مروري خواهيم داشت بر مهم ترين نظريات جامعه شناختي در اين زمينه به خصوص رويكرد كاركردگرايي.از ميان كاركرد گرايان كلاسيك بر مهم‌ترين آراي اميل دوركيم، جامعه شناس فرانسوي و از ميان كاركردگرايان مدرن بر آراي تالكوت‌پارسونز، جامعه شناس آمريكايي متمركز خواهيم شد. لازم به تذكر است كه هدف از اين قسمت مشخص نمودن كاركردهاي نظام آموزش و پرورش از منظر علمي و جامعه شناختي است؛ به همين دليل، مروري اجمالي بر آراي دو تن از مهم ترين جامعه شناسان در حوزه آموزش و پرورش ضروري به نظر مي رسد.

ديدگاه دوركيم:
از ديدگاه دوركيم، آموزش و پرورش ساز و كاري است كه جامعه از طريق آن «بزرگسال آرماني» خود را توليد مي كند و همچنين ابزاري است كه از طريق آن هنجارها و ارزش هاي جامعه از نسلي به نسل بعد منتقل مي گردد.(شارع پور: ص 17) به نظر وي، نسل بالغ از طريق آموزش و پرورش بر كساني كه هنوز آمادة زندگي اجتماعي نيستند، تأثير مي گذارد. هدف آموزش و پرورش تقويت و رشد حالت‌هاي جسماني، فكري و اخلاقي خاصي در كودك است كه هم جامعه سياسي و هم محيط خاص كودك از او انتظار دارند. بدين ترتيب، به اعتقاد دوركيم نقش آموزش و پرورش، وادار كردن و جا دادن فرد در نظام اجتماعي است. (همان:ص 21) به اعتقاد او هر جامعه انسان آرماني مخصوص به خود را دارد، به اين معنا كه فرد از نظر فكري، اخلاقي و جسماني چگونه بايد باشد. نقش آموزش و پرورش در متناسب نمودن فرد با جامعة خود، از طريق فرآيند اجتماعي شدن صورت مي گيرد. در خلال فرآيند اجتماعي شدن كودك بر اساس شرايط و نيازهاي جامعه شكل مي گيرد. (همان: 22-23)

- ديدگاه پارسونز :
پارسونز نيز از ديدگاه كاركردي كلاس درس را عامل اجتماعي شدن مي دانند. بدين معنا كه كلاس درس عاملي است كه از طريق آن شخصيت افراد به گونه اي تربيت مي شود كه بتواند براي ايفاي نقش هاي بزرگسالي آمادگي داشته باشد. (دماين، 1981)
به اعتقاد پارسونز ما با يك مسأله دوبعدي مواجهيم: اين كه چگونه مدرسه تعهدات و توانايي هاي لازم براي ايفاي موفقيت آميز نقش هاي بزرگسالي را در دانش آموز دروني مي سازد (ساز و كار دروني سازي تعهدات و توانايي ها) و دوم اين كه چگونه مدرسه اين نيروهاي انساني را در درون ساختار جامعه وارد مشاغل مختلف مي كند (تخصيص نيروي انساني يا همان تخصيص افراد در مشاغل مختلف جامعه). (شارع پور:31)
بر مبناي نظريات جامعه شناختي ديگر مانند نظريه باز توليد فرهنگي نيز، مهم ترين كاركرد نظام آموزش و پرورش در يك جامعه انتقال ميراث فرهنگي جامعه است. تحصيل كردن و به مدرسه رفتن، يك نوع نظام ارتباطي است كه در آن پيام فرهنگي خاصي توليد و تقويت مي شود. (شارع پور،: 78)
به طور خلاصه مي توان گفت كه هر جامعه اي براي تداوم حيات، نياز به درجه اي از مشابهت افكار، ارزش ها و هنجارها درميان اعضاي خود دارد. به علاوه از آنجايي كه تقسيم كار براي حفظ جامعه ضروري است، جامعه به تخصص نيز نياز دارد. وظيفه آموزش و پرورش تأمين اين نيازهاي گوناگون است. با اين حال بايد توجه داشت كه جامعه شناسان مذكور به نكته مهم ديگري نيز اشاره داشته اند و آن اين است كه در هر جامعه اي آموزش و پرورش متناسب با اهداف و ارزش هاي آن جامعه است، لذا محتواي آموزش و پرورش از جامعه اي به جامعة ديگر و از يك عصر به عصري ديگر تفاوت مي‌كند. كاركرد نظام آموزشي از منظر اقتصادي:
نقش و جايگاه نيروي انساني در فرايند پيشرفت و توسعه همه جانبه جوامع در دهه هاي اخير بيش از پيش مورد توجه صاحب نظران قرار گرفته است به گونه اي كه در اكثريت به اتفاق تئوري ها و نظريات جديد به آن و عوامل توليد كننده سرمايه انساني- بالاخص اهميت و نقش نظام آموزشي اشاره مي شود. برخي از اين نظريه‌ها عبارتند از:

نظريه سرمايه انساني:
آدام اسميت، پدر علم اقتصاد، اولين فردي است كه نقش و اهميت عامل انساني در توليد و اقتصاد را مطرح كرد و اقتصاددانان مشهودي همچون شولتس، مينسر و ساخاروپولوساين انديشه را پي گرفتند و باعث گسترش چارچوب و مرزهاي موضوعي اين عامل در علم اقتصاد شدند و آن را وارد ساير حوزه هاي معرفت بشري هم چون سياست، روانشناسي، جامعه شناسي، مذهب و علوم تربيتي نمودند. بر اساس اين انديشه، انسان‌ها با آموزش به سرمايه و ثروتي براي خود و جامعه تبديل مي شوند .
اين نظريه به دنبال اثبات اين فرض است كه مهم ترين عامل در بين عوامل مؤثر بر فرايند توليد، انسان است. از منظر اقتصادي، دوره هاي مختلف تحصيلي در فرد مهارت ها، دانش، بينش و توانمندي هايي را ايجاد مي كنند كه در بازار براي آن ها تقاضا وجود دارد. اين امر باعث مي شود كه هرچه فردآموزش بيشتري دريافت كند. فرصت هاي شغلي و درآمد بيشتري داشته باشد. در اين ديدگاه، كارفرمايان بر اساس مبنايي عقلاني، عملكرد فرد و مدرسه و دانشگاه را ملاك قرار مي دهند. به همين نحو، دانش آموزان و دانشجويان نيز عقلانيت به خرج داده و سرمايه انساني خود را افزايش مي دهند.
نظريه سرمايه انساني بر اين باور است كه آموزش ظرفيت هاي مولد افراد را افزايش داده و منافع درازمدتي براي شان به همراه دارد. (نادري، 1383)
گري بكر، برنده جايزه نوبل اقتصاد در سال 1992 ميلادي، يكي از زبده ترين افرادي است كه با طرح نظريه سرمايه انساني در حوزه هاي مختلف تلاش كرده است كه سنت آدام اسميت را تداوم بخشد.
نظريه سرمايه انساني به انديشه اقتصادي آموزش كمك بسيار كرده و به ويژه باعث شده تا جايگاه نظام آموزشي و پيشرفت ملت ها، دولت ها و عقب ماندگي يا پيشرفت فردي بهتر تحليل شود. (معدن دار آراني، 1388، 65)

نظام آموزشي از منظر امنيت ملي:
امروزه يكي از كاركردهاي اصلي نظام آموزشي، تأمين امنيت در سطح ملي، منطقه اي و جهاني است. تربيت انسان هايي كه حافظ منافع ملي بوده و با تقويت هويت ملي به حفظ و پايدار سازي امنيت ملي بينديشند. يكي از وظايف مهم نظام آموزشي محسوب مي شود.
به عنوان نمونه، كميسيون تدوين استراتژي امنيت ملي آمريكا[23] در دومين توصيه خود به كنگره و رئيس جمهور براي تأمين امنيت آمريكا در قرن 21 مطالب زير را گزارش مي دهد:
قابليت نظام آموزشي آمريكا براي خلق يك نيروي كار قرن بيست و يكي كه مقام اول جهان را از لحاظ كيفيت به خود اختصاص دهد. يكي از مسائل امنيت ملي است كه در درجه اول اهميت قرار دارد.
آموزش، زيربنا و شالوده آينده آمريكا است. كيفيت عالي آموزش در رشته هاي علوم انساني و اجتماع، در جهاني كه پيشرفت هاي ارتباطاتي و تجارت جهاني، روز به روز آن را كوچك تر مي كنند، از اهميت اساسي برخوردار است.
در عين حال، آموزش در رشته هاي علوم، رياضيات و مهندسي اهميت ويژه اي براي آينده امنيت ملي آمريكا دارند، چرا كه توانايي آمريكا براي رهبري جهان به طور ويژه اي به عمق و گستره جوامع علمي و فني خود وابسته مي باشد.به نظر نمي رسد كه نظام آموزشي آمريكا براي چنين چالش هايي آماده باشد.
اين نظام با دو مشكل متمايز و در عين حال مرتبط با يكديگر روبه رو است. مشكل نخست اين است كه براي تصدي مشاغل جديدي كه امروزه به وجود مي آيند- و از جمله آن دسته از مشاغلي كه در برقراري امنيت ملي نقش و اهميت دارند- شهروندان آمريكايي واجد صلاحيت، به ميزان كافي وجود نخواهند داشت. مشكل دوم هم اينست كه توانايي ما در تأمين نيازها مورد تمديد قرار گرفته است. هم اكنون به طور تقريبي فاقد معلمان داراي صلاحيت – به خصوص در رشته هاي علوم و رياضيات- به ميزان كافي- براي كلاس هاي درس دوره تحصيلي پيش دبستاني تا سال آخر متوسطه مي باشيم و با توجه به روندهاي كنوني، در آينده اصولاً با كمبود چنين معلماني روبه رو خواهيم بود.
بنابراين، كميسيون، به عنوان نخستين گام اصلي، پيشنهاد مي‌كند:رئيس جمهور «يك قانون امنيت ملي در مورد آموزش علوم و فناوري» مشتمل بر چهار بخش را پيشنهاد كرده و كنگره آن را تصويب نمايد. اين چهار بخش عبارتند از: ارائه وام هاي كم بهره و بورسيه به دانش‌آموزان براي ادامه تحصيل و كسب مدارج دانشگاهي در رشته هاي علوم و رياضيات و (فني) مهندسي، بخشودگي بدهي (وام) و اعطاي بورسيه براي آن دسته از صاحبان تحصيلات در رشته هاي ياد شده كه وارد خدمت دولتي يا نظامي شوند، يك «برنامه تدريس از ديدگاه امنيت ملي» براي ترويج و تشويق تدريس علوم و رياضيات در مقاطع پيش دبستاني تا پايان دوره متوسطه. تأمين بودجه بيشتر براي توسعه تخصصي (شغلي) براي علوم و رياضيات.
ما بر اين باوريم كه آينده آمريكا به توانايي نظام آموزشي آن در توليد و تربيت دانش آموزان و دانشجوياني بستگي دارد كه دائماً سطوح كنوني نوآوري و ابتكار را مورد چالش قرار داده و حدود و مرزهاي فناوري و اكتشاف را به جلو مي رانند. (كميسيون تدوين استراتژي امنيت ملي آمريكا، 1383، 345-337)

آسيب «كوچك انگاري
با عنايت به مباحث گذشته و نظرات مطروحه توسط انديشه ورزان و صاحب نظران، نظام آموزشي- به ويژه آموزش و پرورش – نقش اساسي و تعيين كننده در رشد و شكوفايي استعدادهاي انساني و پيشرفت و توسعه همه جانبه و پايدار جامعه ايفاء مي كند .
امروزه سازه هاي نظري و مباني برنامه ريزي بسياري از مقولات اجتماعي، علمي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي ملت ها و فرهنگ ها توسط نظام آموزشي شكل مي گيرد مقولاتي نظير رفاه و عدالت اجتماعي، صيانت از زيست بوم و محيط زيست، همبستگي و سازگاري اجتماعي، ترويج واشاعه مدنيت و فرهنگ همزيستي، اشاعه فرهنگ علمي و بينش انتقادي در جامعه، دستيابي به توسعه متوازن و دانايي محور و بسياري از بنيان ها و مقولات ديگري كه بر مبناي اصول و آموزه هاي نوين تعليم و تربيت برنامه ريزي مي‌شوند. (خورسندي، 1385، 12)
متأسفانه علي رغم اين نقش سرنوشت ساز و تعيين كننده، در سنوات گذشته سياست گذاران و برنامه ريزان و تصميم گيران، توجه شايسته و بايسته به نظام آموزشي- و به ويژه آموزش و پرورش- نداشته اند كه اين امر خود مولد آسيب ها و مشكلات فراوان براي دستگاه هاي آموزشي و تربيتي بوده است. اين مشكل در آموزش و پرورش حادتر و شديدتر بوده و باعث پيدايش برخي از كاستي ها و ناكارآمدي هاي محسوس و نامحسوس در اين سيستم شده است به گونه اي كه برخي ازاين كاستي ها به عنوان بيماري مزمن، نظام آموزش و پرورش را رنجور و آسيب پذير كرده است. نگارنده از اين پديده تلخ به عنوان «كوچك انگاري» نقش آموزش و پرورش در فرآيند توسعه و پيشرفت كشور ياد مي كند.

ادله «كوچك انگاري:
1- بررسي برنامه هاي توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور در سي سال گذشته (برنامه اول تا پنجم) نشان مي دهد سهم بخش آموزش از توليد ناخالص ملي(
GDP )بين 7-5 درصد بوده و اولويت سرمايه گذاري كشور ، بخش صنعت و كشاورزي بوده است.
2- در بخش آموزش ، سهم اعتبارات آموزش و پرورش از توليد ناخالص ملي حداكثر 5/4 درصد بوده كه در طي سنوات گذشته سير نزولي داشته است.
  

بستن http://www.r-sadeghi.ir/news/اخبار/1393-01-21-15-04-41.html
مطالب مرتبطمطالب مرتبط: